تبليغاتX
گاهی برای دلم
سخا

تولد امیر المومنین بهانه ای است تا به یاد کسی باشیم که اگر شاید ریاست خانواده را بر عهده دارد و پست ریاست کمی چاشنی جذبه را می طلبد تا بتواند امور منزل را اداره کند اما درون سینه اش قلبی مهربان در حال طپیدن است که بزرگترین آرزویش سربلندی و سلامتی فرزندانش است

پدرم  دوست دارم  دستان مهربانت را که امروز چین هایی بر روی آن نقش بسته را ببوسم اما شرم و حیا این اجازه را به من نمی دهد پدر مهربانم همیشه من به داشتنت افتخار می کنم و خواهم کرد چرا که نام تو سند معتبری برای منست که در زیر سایه ی آن امنیت و شخصیت را با تمام وجود حس کرده ام پدر عزیزم  شغل معلمی تو و خط زیبایت سبب شده که  همیشه در میان دوستانم سرم را بالا بگیرم و با افتخار بگویم پدر من یک فرهنگی هنرمند است پدر مظلومم همیشه وقتی که از کوره در می روی و عصبانی می شوی علامت سئوالی جلوی چشمانم خودنمایی می کند که چرا بابا با آن مرد صبور ساعتی پیش تفاوت دارد تا اینکه بزرگ شدم و راز آن را مادر برایم بازگو کرد مادر گفت: پدرت حدود دو ماه را در زندان ساواک گذارنده و هیچوقت به ما نگفته که در آنجا به او چه گذشته اما این ناراحتی هایی که گاهی اوقات بر او چیره می شود را باید در شکنجه هایی که در زندان شاه متحمل شده جستجو کرد پدرم در این شب عزیز  زبانم قاصر و دستانم خالیست که بتوانم گوشه ای از مهربانی های تو را جبران کنم تنها به این جمله بسنده می کنم که پدر با محبتم بدان که همیشه دوستت دارم و آرزویم صحت و سلامتی تو و مادر همیشه مهربانم است.   

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم تیر 1389ساعت 17:38  توسط خیرزاده اردکان | 
آیت الله مطهری در کتاب پانزده گفتار خود حدیثی از پیامبر اکرم(ص) نقل می کنند که اینچنین است:

پیامبر(ص) فرمودند:دو دسته کمر مرا خرد کردند و شکستندیعنی این دو دسته سد راه اسلامند نه تنها خودشان عاصی و گناهکار و بدبخت و شقی و جهنمی هستند بلکه سد راه اسلامند و سبب گمراهی مسلمین دیگر هستند :عالم پرده در و جاهل متعبد و متنسک .

معلم شهید در ادامه چنین می گویند که قرآن در درجه ی اول و بعد کلمات پیغمبر به ما اینجور می گوید که جامعه ی اسلامی را خطر از داخل خود تهدید می کند از ناحیه ی یک اقلیت منافق و یک اکثریت جاهل ساده دل ولی متعبد آن زیرک ها اگر این جاهلها نباشند کاری نمی توانند بکنند آن جاهلها هم اگر این زیرکها نباشند کسی آنها را به راه کج نمی برد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 14:44  توسط خیرزاده اردکان | 
چه خوب یادم هست عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد:

وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 11:32  توسط خیرزاده اردکان | 

چندی بود که دستم به قلم نرفته بود و دلم نیز برای نوشتن تنگ نشده بود اما امشب تصمیم گرفتم تا مهر سکوت را بشکنم و بنویسم برای دلم . چندی پیش در شهر من اتفاق ناخوشایندی افتاد که دل هر انسان آزاده ای را به درد می آورد و آن هتک حرمت به آرامگاه بزرگ مرد محبوب شهرمان حضرت آیت الله سید روح الله خاتمی بود عزیزی که نه تنها افتخار من و شهر من است بلکه افتخاری برای ایران بود نمی دانم تا چه حد برنامه های دهه فجر سالی که گذشت را دنبال کرده ای اما برای من برخی از این برنامه ها بسیار جالب بود و آن سخرانی های امام در جماران بود و دیدن شخصیت های شاخصی که اگر چه امروز در حاشیه هستند اما فجر آفرینان دیروز بودند و یکی از ایشان که من بادیدن او اشک شوق در چشمانم جاری شد و حسرت آن سالها که وحدتش زبانزد عام و خاص بود دیدن سید روح الله خاتمی بود که با آن سادگی و مهربانی عجیبش در کنار آیت الله خامنه ای سخنان پیر جماران را به گوش جان نوش می کردند اما  از آن روزها سالها می گذردحال عده ای منافق که نمی دانم چه هدفی را دنبال می کنند و از دور دل دشمن راشاد میکنند به خود اجازه ی چنین حرمت شکنی را می دهند براستی چرا سازمان اطلاعات ایران دست این گرگانی که خود را در پوست میش پنهان کرده اند از این جامعه کوتاه نمی کند و چرا زمانی که یک سایت یا وبلاگی نقدی بر کسی می نویسد که به مذاق ایشان خوش نمی آید زود آن را فیلتر می کند اما از کنار این حرمت شکنی ها که هر روز برتعداد آن نیز افزوده می شود به راحتی می گذرد از پاره شدن عکس امام جلوی لنز دوربین صدا و سیما گرفته تا بی احترامی به بیت معظم آیت الله صدوقی-آیت الله دستغیب وبزرگان دیگری که زحمت زیادی برای به ثمر رسیدن این انقلاب و سر و سامان دادن ایران اسلامی کشیدند. براستی ما به کجا می رویم چرا دیگر مرام و معرفت و اخلاق و فرهنگ و احترام به پیشکوت و نگه داشتن حرمت موی سپید و همه ی ارزشهای ناب و ستودنی دارد به دست فراموشی سپرده می شود موضوعی که فراگیر تر از یک شهر و استان بلکه مربوط به مرز پر گوهری چون ایران است من که مانده ام چه بگویم تنها می گویم

بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست

آری جواب محبت آیینه سنگ نیست     

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389ساعت 23:55  توسط خیرزاده اردکان | 
خدایا                                                                                   من نمی گویم که دستم بگیر که عمریست دستم را گرفته ای فقط می گویم آن را رها مکن که سخت محتاج محبت توام. 
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اسفند 1388ساعت 13:22  توسط خیرزاده اردکان | 

روزی عمر خلیفه دوم در بالای منبر گفت: اگر من از راه راست منحرف شدم مرا به راه
راه راست هدایت نمایید.عربی تازه مسلمان گفت: ای خلیفه ی خدا! اگر از راه
راست منحرف شدی با این شمشیر کج شما را به راه راست هدایت میکنیم. و مردم
گفته اورا تایید کردند .خلیفه به او احسنت گفت. او را نه محارب با خدا خواندند نه
به زندانش افکندند.این اسلامی است که ما آموختیم نه پوستین وارونه امروز.

از رفتار علی (ع) چه بگویم که زبان قاصر است.

این نوشته را یکی از دوستان وبلاگ نویس به نام استاد فریدون ضرغامی برایم فرستاده بود که امروز وقتی خواستم به وبلاگ ایشان سر بزنم روی صفحه ی رایانه ام این جمله حک شده بود دسترسی به این سایت امکان پذیر نمی باشد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 9:30  توسط خیرزاده اردکان | 
سهراب چه زیبا گفته:

جای مردان سیاست بنشانیبم درخت تا هوا تازه شود

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 11:53  توسط خیرزاده اردکان | 
شاندل:روشنفکری یک نوع پیامبری است و پس از "خاتمیت" روشنفکرانند که راه انبیا را در تاریخ ادامه می دهند

رو شنفکر انسان آگاهی است که بر قوم خویش مبعوث است تا مردم را به سوی آگاهی و آزادی  و کمال انسانی هدایت کند و در نجات از جهل و شرک و ظلم آنان را یاری دهد

شاندل می گوید روشنفکر پیامبری است که تنها به او وحی نمی شود ولی رسالت وحی را بر دوش دارد.

حال دکتر علی شریعتی که می توان گفت ایشان روحانی بودند روشنفکراینطور نظر خود را بیان می کنند: سرنوشت " اندیشه ها" در میان ما رقت بار است آنها که متولیان فکری هستند و در نتیجه مدعیان حرفی برای گفتن همان دو صف متخاصم دیرینه اند که در این نیم قرن اخیر به جان هم افتاده اند و بیشترین فرصت ها را به هدر داده اند

ایشان می گوید: تجدد را می توان چون کالائی از خارج وارد کرد اما تمدن کالای وارداتی نیست که بتوان به سرزمینی وارد کرد تمدن کشتی است که بذرش را باید در زمین شخم زده ی آماده ی حاصلخیز افشاند و کار کرد تا بروید.

حال قضاوت با خود شماست سرنوشت روشنفکری و روشنفکران در جامعه ی ما؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 10:50  توسط خیرزاده اردکان | 
دانته:

سوزان ترین مکان جهنم در انتظار آنانی است که در دوران بحران های اخلاقی به بی طرفی خود ادامه می دهند.

و

صادق هدایت:

مردم راهنمای مدبر و عاقل می خواهند که درد اصلی ملت را بفهمد و درمان کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 14:52  توسط خیرزاده اردکان | 
در جواب مهربانی:

سکوتم از رضایت نیست

دلم اهل شکایت نیست

وقتی که بزرگان یک جریانی را اینچنین تحقیر می کنند و به محکمه می کشاند تکلیف ما که معلوم اگر حرفی بزنیم که خوشایند طبع ایشان نباشد اگر چه راست هم باشد. پس همان بهتر که سکوت را پیش بگیریم چرا که از قدیم الایام گفته اند جواب ...... خاموشیست ولی بزودی خواهم نوشت در باب قصه های جامعه ی ما و ازخداوند مهربان ظهور حضرتش را خواهانم و خواستار حکومت و عدالت علی (ع) در جامعه و کشورم هستم زیرا در جامعه ای که تنها امربه معروف و نهی از منکر حق حکومت باشد و اگر احدی از ملت خواسته باشد حکومت یا نظام را نقد کند یا بهتر بگویم امر به معروف و نهی از منکر کند تکلیفش از پیش معلوم است! پس به امید ظهور مهدی فاطمه و براستی خداوند رحمت کناد آیت ا... بهجت را که در روزهای آخر عمرش گفته بودند از خداوند بخواهم زنده بمانم تا شاهد ظهور قائم آل محمد باشم یا اینکه نظاره گر فتنه های آخر الزمان (نقل به مضمون)

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 13:15  توسط خیرزاده اردکان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
س.خیرزاده اردکان
متولد اردیبهشت ماه 1361
کارشناس روانشناسی عمومی
حالم از سیاست به هم می خورد
دلواپس اجتماع و
آنچه که بیش از هر چیز مرا رنج می دهد فقر انسانهاست چه از لحاظ اقتصادی چه از لحاظ اجتماعی و یا چه از لحاظ فرهنگی و شخصیتی.

نوشته های پیشین
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آبان 1388
مهر 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
خرداد 1387
پیوندها
با خاتمی
کوچه پس کوچه های شهر
نگین کویر ما
راز خلوتیان
نگین کویر ایران
شهر ما اردکان ما یونان کوچک
حقایق تلخ روزگار
کویرستان
توتم
وب نوشت ابطحی
اولین شب آرامش
از تلخ و شاد وطنم
دکترمهاجرانی
سلام هم وطن
پسری از کویر مرکزی ایران
دل نوشته های یک معلم
جزیره عشق
علی شریعتی
همیشه تنهای زمین
جمیله کدیور
نگار کویر
آیت الله منتظری
دور دست
خانم کپی
گاهی.برای خودم
سبیا
نماینده ی شهر
سوته دل
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM