![]() |
![]() |
|
| سخا |
|
شاندل:روشنفکری یک نوع پیامبری است و پس از "خاتمیت" روشنفکرانند که راه انبیا را در تاریخ ادامه می دهند
رو شنفکر انسان آگاهی است که بر قوم خویش مبعوث است تا مردم را به سوی آگاهی و آزادی و کمال انسانی هدایت کند و در نجات از جهل و شرک و ظلم آنان را یاری دهد شاندل می گوید روشنفکر پیامبری است که تنها به او وحی نمی شود ولی رسالت وحی را بر دوش دارد. حال دکتر علی شریعتی که می توان گفت ایشان روحانی بودند روشنفکراینطور نظر خود را بیان می کنند: سرنوشت " اندیشه ها" در میان ما رقت بار است آنها که متولیان فکری هستند و در نتیجه مدعیان حرفی برای گفتن همان دو صف متخاصم دیرینه اند که در این نیم قرن اخیر به جان هم افتاده اند و بیشترین فرصت ها را به هدر داده اند ایشان می گوید: تجدد را می توان چون کالائی از خارج وارد کرد اما تمدن کالای وارداتی نیست که بتوان به سرزمینی وارد کرد تمدن کشتی است که بذرش را باید در زمین شخم زده ی آماده ی حاصلخیز افشاند و کار کرد تا بروید. حال قضاوت با خود شماست سرنوشت روشنفکری و روشنفکران در جامعه ی ما؟! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 10:50 توسط خیرزاده اردکان |
|
|
دانته:
سوزان ترین مکان جهنم در انتظار آنانی است که در دوران بحران های اخلاقی به بی طرفی خود ادامه می دهند. و صادق هدایت: مردم راهنمای مدبر و عاقل می خواهند که درد اصلی ملت را بفهمد و درمان کند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 14:52 توسط خیرزاده اردکان |
|
|
در جواب مهربانی:
سکوتم از رضایت نیست دلم اهل شکایت نیست وقتی که بزرگان یک جریانی را اینچنین تحقیر می کنند و به محکمه می کشاند تکلیف ما که معلوم اگر حرفی بزنیم که خوشایند طبع ایشان نباشد اگر چه راست هم باشد. پس همان بهتر که سکوت را پیش بگیریم چرا که از قدیم الایام گفته اند جواب ...... خاموشیست ولی بزودی خواهم نوشت در باب قصه های جامعه ی ما و ازخداوند مهربان ظهور حضرتش را خواهانم و خواستار حکومت و عدالت علی (ع) در جامعه و کشورم هستم زیرا در جامعه ای که تنها امربه معروف و نهی از منکر حق حکومت باشد و اگر احدی از ملت خواسته باشد حکومت یا نظام را نقد کند یا بهتر بگویم امر به معروف و نهی از منکر کند تکلیفش از پیش معلوم است! پس به امید ظهور مهدی فاطمه و براستی خداوند رحمت کناد آیت ا... بهجت را که در روزهای آخر عمرش گفته بودند از خداوند بخواهم زنده بمانم تا شاهد ظهور قائم آل محمد باشم یا اینکه نظاره گر فتنه های آخر الزمان (نقل به مضمون) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 13:15 توسط خیرزاده اردکان |
|
|
دهقان فداکار پیر شده ، چوپان دروغگو عزیز شده ، شنگول و منگول گرگ شدند ، کوکب حوصله مهمون نداره ، کبری تصمیم گرفته دماغش رو عمل کنه ، روباه و کلاغ دستشون تو یه کاسه اس ،حسنک گوسفنداش رو ول کرده و تو یه شرکت آبدارچی شده ، آرش کمانگیر معتاد شده ، شیرین ، خسرو و فرهاد رو پیچونده و با دوست پسرش رفته اسکی ، رستم اسبش رو فروخته یه موتور خریده و با اسفندیار میرن کیف قاپی ، واقعا چه بر سر ایران آمده است ؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 12:17 توسط خیرزاده اردکان |
|
|
زندگی چیست؟ نان ، آزادی ، فرهنگ ، ایمان ، دوست داشتن! دکتر علی شریعتی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 23:43 توسط خیرزاده اردکان |
|
|
امشب پسرم در حالی که مشغول دیدن تلویزیون بود از من سئوالی کرد که برایم غیر منتظره بود چرا که توقع چنین سئوالی را از یک کودک 8 ساله نداشتم او گفت " چرا ایران ما مثل ژاپن و آمریکا معروف نیست ؟" من که مانده بودم چه جوابی به او بدهم که در فهمش بگنجد گفتم کشور ما هم معروف است اما اگر به اندازه ژاپن معروف نیست دلیلش این است که ما چندین سال شاه را داشتیم او را که از کشورمان بیرون کردیم خواستیم که کشورمان را آباد کنیم ولی آمریکا صدام را مجبور کرد تا به کشور ما حمله کند هشت سال طول کشید تا اجازه ندادیم وجبی از خاکمان را بگیرد برای همین است که به اندازه ژاپن معروف نیستیم این جوابی بود که من به محمد دادم ولی میخواهم وقتی که محمد به یاری خدا بزرگ شد قصه ی امیر کبیر را برایش تعریف کنم به او بگویم وزیر اعظم ناصرالدین شاه ، امیر کبیر بود در آن زمان وضعیت ایران از هر نظر با کشور ژاپن در یک سطح بود آنها به اصلاحات وزیر خود احترام گذاشته و عمل نمودن و پیشرفت کردند ولی ما "امیر کبیر" خود را کشتیم به او خواهم گفت که تاریخ ایران ما با تمام افتخاراتی که دارد سرشار از این نامرادیها و نامردیهاست به او خواهم گفت حرف نو زدن در جامعه ی ما و خواستار اصلاحی در امری شدن شاید در بعضی از مواقع به قیمت جانت تمام شود به او خواهم گفت که تاریخ بهترین معلم انسانهاست اما به شرط اینکه درس این استاد را خوب بفهمیم و از بر کنیم به او خواهم گفت : ما و لیلی همسفر بودیم در میدان عشق او به مقصدها رسید و ما هنوز آواره ایم |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 0:13 توسط خیرزاده اردکان |
|
|
فرارسیدن نوروز باستانی ، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم بر همه ی ایرانیان پاک پندار و راست گفتار و نیک کردار خجسته باد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 17:52 توسط خیرزاده اردکان |
|
|
سال 1387 نیز مانند سالهای گذشته به روز ها و ساعتهای پایانی خود نزدیک می شود سالی که سرشار بود از خاطرات تلخ و شیرین ، خاطراتی که یادآوری آنها گاه گل ابخند را برلب می نشاند و گاهی اشک حسرت را بر دیده می فشاند امروز محمد وقتی به خانه آمد دفترچه ی نوروزی در دست داشت که تکلیف هر روز او را در ایام عید مشخص کرده بود به یاد کودکی های خودم افتادم که چگونه روز ها را از پس هم سپری می کردیم تا به روز سیزده برسیم که غروب آن چه غم انگیز ودلگیربود چرا که روزهای عمرمان را شمرده بودیم تا به آن برسیم علی هم وقتی به خانه آمد یک جلد کتاب رباعیات خیام در دست داشت که از طرف کارخانه عیدی گرفته بود آن وقت بود که براستی باور کردم که بهار در راه است ولی روز من به اینجا ختم نمی شد چرا در سالی که در حال گذر است تلخ ترین خبر سال را نیز از زبان علی شنیدم و آن خبر انصراف آقای خاتمی از انتخابات دهم ریاست جمهوری بود و من که مات و مبهوت مانده بود و بغض راه گلویم را بسته بود و کاری جز گریه نداشتم و به خاطر رفتن مرد بارانی اشک ریختم اطرافیانم هم که گریه ی مرا می دید ند می گفتند هیچکس را ندیدیم که به خاطر سیاست گریه کند منهم بعد از اینکه آرام شدم یه آنها گفتم که عاشق سیاست هستم ولی آن سیاستی که خاتمی و شریعتی آن را تعریف می کنند نه سیاست دغل بازی و عوامفریبی وریا کارانه را که امروز بازار کار بعضی ها شده و ملت از همه جا بی خبر را به دام خود می اندازد آری امروز اگر چه خاتمی عزیز از نامزدی ریاست جمهوری انصراف داد ولی بداند همچنان محبوب دل میلیونها ایرانی است که به خاطراو صورتهایشان بارانی شده و دشمنان خاتمی و بدخواهان او که شاید در این 36 روز گذشته خواب و خوراک نداشتند امشب را راحت بخوابند چرا که سید عطای ریاست جمهوری را به لقایش بخشید و سید با این کار خود ثابت کرد که می خواهد نهال نوپای اصلاحات در ایران به درخت تنومندی تبدیل شود و می داند که این امر جز با اجماع اصلاح طلبان محال است اما به قول علی یک سیب که به هوا پرتاب می کنی تا به زمین بیایید هزارتا چرخ می خورد و تا خرداد 88 نیز حوادث مختلفی به وقوع خواهد پیوست و امیدوارم آقای خاتمی نیز در تصمیم خود تجدید نظر کنند و بمانند به خاطر ملت و اگر غیر از این است راهنمایی برای ملت باشند و در پایان این جمله ی ویلیام شکسپیر به عنوان حسن ختام تقدیم می کنم به خاتمی و تمام دوست داران و یاران او عده ای بزرگ، زاده می شوند، عده ای بزرگی را به دست می آورند و عده ای بزرگی را بدون آنکه بخواهند با خود دارند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 0:29 توسط خیرزاده اردکان |
|
|
آلبرت انیشتین: انسانهایی که از روح بزرگ برخوردارند همواره با مخالفت های شدید افراد بزدل و میانه رو رو برویند |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 0:8 توسط خیرزاده اردکان |
|
|
دیشب پدرم را دیدم که روی مبل نشسته بود و چشمانش را به صفحه ی تلویزیون دوخته بود شب 22 بهمن را می گویم که ملت ایران برای بار دیگر حماسه ی حضور را آفرید و الحق هم که چنین بود از پدرم پرسیدم منتظر برنامه ای هستی تا ببینی؟ او گفت : می خواهم اخبار 20:30 را ببینم چرا که از حاشیه های تظاهرات نیز اخباری دارد و شاید خبری از " سید " نیز داشته باشد. منهم که همیشه افکار و احساسات پدرم برایم محترم بوده و هست کنار او نشستم و تا آخر 20:30 را دیدم اما خبری که مربوط به رئیس جمهور پیشین و حضور ایشان در تظاهرات باشد پیدا نشد . بنابراین از پدرم خواستم تا به خانه ی ما بیایید و در دهکده ی جهانی ( اینترنت ) بگردیم و اخبار مربوط به تظاهرات و حضور آقای خاتمی و استقبال مردم از ایشان را ببینیم که خوشبختانه در سایت های مختلف از جمله موج سوم ، خبرگزاری مهر، بنیاد باران و سایت های مختلف دیگر اخبار کاملی از این روز عزیز و حضور محبوب و ملتی که مشتاق در صحنه حضور داشتند را به اطلاع هموطنان می رساند را دیدیم و بعد به چهره ی پدر نگاه کردم که اشک در چشمانش حلقه زده و گل لبخند بر لبانش نشسته بود و به من گفت: اینهمه خبر است و ما بی خبریم.و و با این جمله پدر من دلم به حال ملت سوخت اینهمه شور و اشتیاق دارند برای اطلاع اخبار روز اما صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که نام ملی را نیز به عنوان یک رسانه یدک می کشد بیشتر از اینکه ملی عمل کند حزبی و حکومتی عمل می کند و در پایان این جمله ی زیبا که دیشب یکی از دوستان به عنوان پیامک برایم فرستاد را به عنوان حسن ختام می نویسم: در سفره ی هفت سین امسال جایی هم برای "سید" بگذاریم. او با بهار می آید تا "خاتمی" بر زمستان باشد... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 15:11 توسط خیرزاده اردکان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
س.خیرزاده اردکان
متولد اردیبهشت ماه 1361 کارشناس روانشناسی عمومی عاشق سیاست دلواپس اجتماع و آنچه که بیش از هر چیز مرا رنج می دهد فقر انسانهاست چه از لحاظ اقتصادی چه از لحاظ اجتماعی و یا چه از لحاظ فرهنگی و شخصیتی. |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 خرداد 1387 |
|
RSS
|